آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

حرف های من و دخملی

1392/8/14 12:42
نویسنده : مامانی
262 بازدید
اشتراک گذاری

❤❤❤  هو المحبوب  ❤❤❤

 

سلام قشنگ مامان، قربون زبون شیرین و خوشمزت برم من

تازگی ها خیلی زبونت شیرین شده، بعضی کلمه ها رو جوری ادا میکنی که قند تو دلم آب میشه، مثلاً دیشب هی پشت سر هم میگفتی : (سیلا هابیدی؟ ) یعنی ( سینا خوابیدی؟) .

توجه توجه : سینا اسم کاسکوی بابامحمودِ.

            

دیشب داشتم لباساتو مرتب میکردم، گاهی یه جوراب یا پیراهن و یا شلوار بر میداشتی و میخواستی که تنت کنم، بعد بدو بدو میرفتی پیش بابا مهدی و میگفتی " بابایی، بابایی، اَشَنگه؟ "((قشنگه؟))، بعد برمیگشتی پیش من و سریع در می آوردی. میشستی و شروع میکردی به تا کردن لباسها کنار من، اینقدر بامزه لباساتو (مثلاً) تا میکردی و میذاشتی روی هم که نگو.

                

یه چیز دیگه اینکه وقتی چیزی رو که میخوای بهت میدم آروم میگی "مِسی" یعنی " مرسی" .

        

شبا قبل از اینکه بخوابیم باهم حرف میزنیم، تو وایمیستی و با هیجان شروع میکنی به حرف زدن، دستای کوشولوتو تکون تکون میدی و منتظر میمونی منم جواب بدم، توی حرفات از کلمه هاپو زیاد استفاده میکنی، کلی با هم حرف میزنیم و بعدش میریم لالا.....

                   

بهت میگم میخوای؟  میگی نیخا  ((نمیخوام))

میگم نی نی تو میدی به مامان؟  میگی نیدم  ((نمیدم))

وقتی  میخوام موهاتو شونه کنم، یا یه کوچولو اذیتت میکنم میگی نَتُن دیده ((نکن دیگه))

وقتی میخوای منو با خودت جایی ببری میگی بیااااااااااااا ایندا ((بیا اینجا))

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان هیما
8 آبان 92 16:22
عزیزم چه شیرین صحبت میکنه


***مرسی مامانی هیما، کاش آدرس وبلاگتونو میذاشتید***